أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
605
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 20 ) . نسخهء الف : سعد الحبار ، بايد خواند سعد الحمار ، سعد گرد - Cyperus rotundus L . چنين ناميده مىشود ؛ عيسى ، 14 66 ، نسخهء پ : سعد الخبارى . ( 21 ) . تكرار در نسخه اصلى ، نك . يادداشت 10 . 539 . سعلة 1 الحاوى : اين همان است كه « سعالى » 2 ناميده مىشود . پولس : از آن رو چنين ناميده مىشود كه اگر با آن بخور دهند ، براى سرفه 3 و نفستنگى كه [ بيمار را ] وامىدارد تا حالت ايستاده 4 [ بگيرد ] ، سودمند است . ديسقوريدس 5 : برگهاى اين [ گياه ] شبيه برگهاى قسّوس اما اندكى درشتتر است . از يك ريشه شش يا هفت برگ مىرويد ؛ روى برگ - سبز و زير آن سفيد است 6 ؛ برگها داراى گوشههاى بسيارند . درازاى ساقه حدود يك وجب و گلش زردرنگ است . ساقه و گل اين [ گياه ] چنان سريع خشك مىشوند كه [ مردم ] مىپندارند كه نه ساقه دارد و نه گل . ريشهاش نازك و بىفايده است ؛ در مرغزارها [ و ] جاهاى مرطوب مىرويد . ( 1 ) . چنين نوشتار نام اين گياه در ديگر منابع نوشته نشده است و همه جا به شكل « سعالى » ديده مىشود . اين Tussilago farfara L . است ؛ نك . شمارهء 128 ، يادداشت 2 . ( 2 ) . السعالى ، نك . يادداشت 1 . ( 3 ) . السعالى - از همينجا نيز نام عربى گياه . ( 4 ) . ضيق النفس المحوج الى الانتصاب Lane ( 1365 ) از اينجاى متن « قاموس » برداشت نادرست كرده است : و هو أفضل دواء للسّعال و يفشّ الانتصاب - « و اين بهترين داروى سرفه است و موجب كاهش نعوظ عضو تناسلى مىشود » ؛ و همينگونه است در تاج العروس ( VII ، 376 ) . بايد خواند و نفس الانتصاب - « . . . و تنفس ايستاده است . » در پزشكى سدههاى ميانه ، حالتى كه بيمار در آن حالت در صورتى مىتواند نفس بكشد كه برخيزد ، راست بايستد و گردن را به شدت بالا بكشد ، چنين ناميده مىشود ؛ ابن سينا ، III ، ج 1 ، 441 . ( 5 ) . ديوسكوريد ، III ، 107 . ( 6 ) . در نسخهء اصلى برعكس : روى برگ سفيد و زير آن سبز است . در اينجا ظاهرا اشتباهى روى داده ، زيرا با واقعيت مطابقت ندارد ؛ نك . ديوسكوريد ، III ، 107 . 540 . سعدان 1 - 2 Neurada procumbens L . ابو حنيفه : [ سعدان ] به رنگ غبار و شيرينمزه است ، هر حيوانى آن را مىخورد . فرق